على محمدى خراسانى
83
شرح منطق مظفر (فارسى)
اعصار مختلف نمىشوند و دليل اعميت آن است كه به اختلاف امّتها مختلف نمىشود و همه امتها در آن شريكند . ( مثلا همگان از مشاهدهء دود به وجود آتش منتقل مىشوند ) و دليل اتميّت آن است كه وابسته به ارادهء لافظ نيستند بلكه چه اراده بكند يا نه اين دلالالت هست ( در حقيقت مرحوم حاجى در اين عبارت لفّ و نشر مشوّش به كار برد و از آخر به اول استدلال كرد . ) دلالت وضعيه دو قسم مىشود : 1 . لفظيه . 2 . غير لفظيه . البته اين تقسيم مخصوص دلالت وضعيه نيست ، بلكه هركدام از دلالات عقليه و طبعيه و وضعيه به اين دو نوع تقسيم مىشوند . از مثالهايى كه آوردند اين امر كاملا روشن مىشود ، البته اين تقسيم در رابطه با دلالت عقليه و طبعيه ثمرهاى ندارد چون مهم اصل دلالت است كه به حكم عقل يا به مقتضاى طبع حاصل مىشود ، امّا كاشف از آن لفظ و عقل باشد يا طبع ، بواسطهء لفظ يا چنين دلالتى داشته باشند يا غير لفظ ، تأثيرى ندارد بر خلاف دلالت وضعيه كه اين تقسيم در آن مثمر ثمر است ، زيرا يك قسم از آن دو يعنى دلالت وضعيهء لفظيه به سه قسم مطابقى و تضمنى و التزامى تقسيم مىشود و هدف اصلى دانستن آن سه قسم است كه در باب معرف و حجت نقش اساسى دارند . در حقيقت اين تقسيم مقدمهاى جهت آشنايى با آنها است . هريك از دلالت عقليه و طبعيه و وضعيه را به دو قسم لفظيه و غير لفظيه منقسم كرده و براى هريك مثالى مىآوريم كه جمعا شش قسم مىشوند : 1 . دلالت عقليه لفظيه مثل دلالت تلفظ و تكلم به لفظ زيد از وراء جدار كه اين لفظ به حكم عقل دلالت بر وجود متكلم و لافظى مىكند ولو او را نديده باشيم . 2 . دلالت عقليه غير لفظيه مثل دلالت اثر بر وجود مؤثر همانند دلالت نوشتار بر وجود نويسنده ، دلالت مصنوع بر وجود صانع ، دلالت دخان بر وجود نار . 3 . دلالت طبعيه لفظيه مثل دلالت احاح بر درد سينه ، آخ بر احساس درد . 4 . دلالت طبعيه غير لفظيه مثل دلالت سرخى چهره بر خجالت ، زردى آن بر ترس . 5 . دلالت وضعيه لفظيه مثل دلالت لفظ زيد بر هيكل خارجى او و دلالت كلمهء انسان بر حيوان ناطق كه دلالتكننده لفظى است كه براى اين معنا وضع شده . 6 . دلالت وضعيه غير لفظيه و آن دلالت وضعيه و اعتباريهاى است كه دلالتكنندهء آن غير از لفظ از ساير امور باشد مانند اشاره به اشياء مختلف با دست و خطوط و